چهارشنبه 30 تیر ماه سال 1389
شکست
یک هفته پیش بود که با یه نگاه برگشتم به چند ماه قبل
به اخرین وداعی که دیگه سلامی نداشت
انگار فرار میکردیم هر دو از نگاه
انگار هر دو بلندتر میخندیدیم که صدای همو بیشتر بشنویم
تمام مدت اروم و بی صدا از زیر چشمی نگاهت میکردم
و تو انگار...
چقدر از این دیدار فراری بودم که اتفاق نیفته
ولی افتاد دل شوره اون روز توی وجودم برای اولین بار تجربه میکردم
نگاه همه با همیشه فرق داشت نمیدونم تو از اومدن چه برداشتی کردی ولی من اومدم چراشو هنوز خودمم نمیدونم شاید فقط به خاطر یه دیدار دیگه بود
وقتی دیدمت باز دستام به یاد اون شب سوخت باز دستام لرزید باز دلم کنارتو بودن و فریاد زد باز چشمام پر از اشک شد ولی نزاشتم بچکه باز همه خاطرهای از جلوی چشمام گذشت.
و تو بی تفاوت تر از همیشه بی خبر از دل من چند قدم بالاتر از من نشستی
فکر میکنم اصلا منو ندیدی

